نهج البلاغه پس از قرآن کریم از افتخارات ادبیات عرب و همه مسلمانان محسوب میشود. بسیاری از دانشمندان و شیفتگان حضرت در این کتاب گرانقدر پژوهشهای فراوانی انجام دادهاند اما علیرغم فراوانی پژوهشها، تحقیق در زمینه تحلیل گفتمان ادبی در این کتاب شریف اندک است. خطبه چهارم گرچه در نهایت اختصار بیان شده است اما از فصیح ترین و بلیغ ترین سخنان حضرت علی(ع) به شمار می رود؛ بنابراین فهم بهتر این شاهکار ادبی نیازمند کشف ارتباط بافت موقعیتی و ساختارهای مختلف خطبه است. تحلیل گفتمان ادبی به بررسی و نقد متن های ادبی که تببین ارتباط و هماهنگی بافت موقعیتی با ساختارهای زبانی و بافت متنی کلام است، را برعهده دارد. پژوهش حاضر از منظر گفتمان ادبی به روش تحلیلی_ توصیفی و با ابزار کتابخانهای به بررسی خطبه چهارم نهجالبلاغه پرداخته است تا نشان دهد که ارتباط بین عناصر زیبا شناختی ادبی و بافت موقعیتی خطبه چگونه بر اقناع و تاثیرگذاری بر مخاطب موثر است. نتایج به دست آمده نشانگر این مطلب است که موقعیت ایراد خطبه از جمله دودستگی مردم و عدم اطاعت از دستورات امام، موجب به کارگیری ساختارهای مختلف جهت بیان و تصریح حضرت به برتری و شرافت خویش نسبت به دیگران، دفاع از مقام امامت و همچنین بیان واقعیات و عدم سکوت در شرایط حاکم بر آن زمان گردیده است.